تبلیغات
◎ FunYa♥i◎ - love & murder_e.p2
چ بچه ی فعالیم
قسمت دووو
این روز ها همه چیز خیلی اروم میگذره ! انقدر اروم که باعث تعجبم میشه ! انقدر اروم که خودمم نمیدونم قراره چیکارکنم !
این فکری که توی سرم میچرخه حتی خودم رو میترسونه ! ولی هست , و من به طرز مسخره ای نمیتونم جلوش رو بگیرم !
_اون رفته هیوکی ! باید باهاش کنار بیای . ولی خوب یک راه دیگه هست ! بیا کاری کنیم که هیچ کس حتی شبیه اون نباشه!_
کمی ترسناکه نه ؟؟
بابا گمونم خوشحال تره . خوب الان توی خونه م : من , بابا و خونه ی بزرگمون !
داروهام رو به موقع میخورم ! ولی کمی عجیب شدم .... خیلی کم !!
.
.
-راستی بابا خونه جنگلی هنوز سرجاشه ؟؟
-اره چطور مگه ؟؟
-خوب گفتم شاید بد نباشه یک سری بهش بزنم . اون جا رو خیلی دوست دارم !
-اوه البته هر وقت که بخوای با هم میریم
-نه . منظورم تنهایی بود !
-فکر خوبیه شاید بهت کمک کنه !
اروم با خودم میگم : کمک زیادی میکنه !
.
.
مرد قد بلند با هیکل ورزیده با سرعت طول راهرو را طی میکند و مرد کوتاه تر با همان سرعت همراهیش میکند
-گفتی چه ساعتی ؟؟
-12:40.در حالی که مست بوده داشته دعوا میکرده . میارنش اینجا و از دیشب تو بازداشته . اثر انگشتش میخونه قربان
-خوبه خوشحالم که با پای خودش گیر افتاده !
پرونده را به دست دیگرش میدهد و در اتاق بازجویی را باز میکند و پشت سرش میبندد .
.
.
-از مریض عاشق پیشه ت چه خبر دکی ؟؟
-سه روز پیش مرخصش کردم . شرایط نشون میداد که خوبه ولی واقعا نمیدونم چی تو ذهنش میچرخه !!
-بیخیال . اونم یکی مثل بقیه !
-نه کیو . مثل بقیه نبود ! نمیدونم چرا ولی واقعا حس خوبی ندارم !
-ببین رفیق جدی نگیر. اخه کی به تو گفت بشی دکتر روانیا ؟؟
-شاید حق با توئه . ولی کارمو دوست دارم !
-اوکی تسلیم . امشب میریم بیرون , میای ؟؟
-نمیدونم بهت خبر میدم
-خوبه پس میای !
به ساعتش نگاهی انداخت و ادامه داد : داره دیرم میشه باید برم .
به میز نزدیک میشود : اروم باش هیچول , زیاد جدی نگیر و اگر از من میشنوی شیفتت رو توی بیمارستان کمتر کن !
دکتر جوان لبخند دوستانه ای میزند
-خوب دکی . تو منو نداشتی چیکار میکردی ؟؟
میخندد و به سمت در میرود : تا شب.....
.
.
در اتاق رو باز میکنم و جلوی در می ایستم : همه چیز سر جاشه !
 به کاناپه ی بزرگ مشکی رنگ که ی جایی نزدیک پنجره ست نگاه میکنم ! گردنمو کج میکنم ! انگار اولین باره نگاهش میکنم
پوستش تو سیاهی کاناپه چشمم رو میزنه !
کمی ترسناکه نه ؟؟
اینکه هر جا میرم باهامه ! شاید با خودتون فکر کنین کمی ترسناکه ! خیلی کم ......
وارد اتاق میشم و در و میبندم .
تختم درست زیر پنجره ی بزرگ قرارگرفته . روش میشینم و باز به کاناپه خیره میشم . دارم بهش نگاه میکنم : روی کاناپه
دراز کشیده !
خیلی ارومم ! این به نظر عجیب نیست ؟؟
اگر یک هفته پیش بود الان باید داد میزدم ...اشک میریختم و احتمالا چیزی رو که جلوی دستم بود میشکستم !
ولی الان درکمال ارامش فقط دارم نگاهش میکنم !
گوشیم رو از روی تخت برمیدارم و شماره میگیرم .
-الو
-سلام چانگمین هیوکی ام
-سلام حالت چطوره ؟؟
-بهتر از این نمیشم ! چطوره امروز یک قهوه مهمون من باشی ؟؟
-خوبه , خوشحال میشم !
-خوبه . ادرس رو برات میفرستم . تا عصر
قطع میکنم ! واقعا ارومم . جای نگرانی نیست !
به سمت اینه میرم و گردنمو کج میکنم و به خودم نگاه میکنم : هنوز لاغرم , موهام طلایی رنگه , یک تیشرت مشکی گشاد
پوشیدم و .........
خوب میشه گفت صورتم کمی بی حالته ! لبخند میزنم !!
 نه ! گمونم بی حالت بهتره !
دوباره به کاناپه نگاه میکنم .
.
.
-خوب قربان چی شد ؟؟
-خودشه .... نمیتونه قصر در بره !
مرد کوتاه تر لبخند میزند : خوب اینم پرونده ی دزدی ! تبریک میگم قربان
-ممنون یسونگ . خیلی کمک کردی
هر دو با هم طول راهرو را طی میکنند .
چند ضربه به در میزند و وارد میشود و سلام نظامی محکمی میدهد
-راحت باش . بیا بشین
-بله قربان
در را پشت سرش میبندد و روی نزدیک ترین مبل مینشیند
-خوب به کجا رسیدی ؟؟
-خودشه قربان . ولی هنوز بازجویی و یک سری مدارک .......
حرفش را قطع میکند : میدونستم . همیشه وظیفه شناس بودی و بهترین !
-ممنونم قربان
توضیحات لازم را میدهد و از اتاق خارج میشود .
.
.
نقاش جوان چند قدم از تابلو فاصله میگیرد و با دقت خیره میشود و هم زمان فنجان قهوه را به دهانش نزدیک میکند
-نظرت چیه ؟؟
-خودت میدونی چیه !!
-بگو ؟؟
مرد جوان نگاه کجی به تابلوی بی نظیر می اندازد : خووب .... میشه گفت قابل تحمله !! وبعد میخندد !
-عوضی !!
-عالیه .... نه یعنی خوب ی چیزیه از عالی بهتر چی میگن بهش ؟؟
-باشه فهمیدم ! تعظیم کوتاهی میکند وادامه میدهد : ممنونم موسیو !!
-نمایشگاه کی راه می افته ؟؟
-ماه دیگه
-عالیه پسر
نقاش جوان لبخندی میزند و باز به تابلو خیره میشود ..........
 
 



طبقه بندی: love & murder،

تاریخ : 1392/04/19 | 03:53 ب.ظ | نویسنده : loosifer | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.